سه شنبه, ۳۰ آبان ۱۳۹۶
اوقات شرعی نیمه شب شرعی به افق رشت ۲۳:۱۳
نقد فیلم X-Men: Apocalypse ؛

نسخه جدید ضد موعودی هالیوود/در مقابل منجی آخرالزمان بایستید

شناسه خبر : ۹۳۸۷ - یکشنبه ۹ آبان ۱۳۹۵ - ۰۲:۱۶

سینما > فرهنگی و هنری

این فیلم همانطور که از نامش پیداست صریحا خود را در نقش کاهن یافته که به موعظه مخاطبانش در جهان خواهد پرداخت.

فیلم سینمایی X-Men: Apocalypse/ مردان ایکس:آخرالزمان یک فیلم ابرقهرمانی و حادثه ای به کارگردانی برایان سینگر محصول ۲۰۱۶ امریکا است و داستانی ادامه دار از مجموعه فیلمهای مردان ایکس می باشد که اینبار وقوع آخرالزمان را با ظهور فردی بسیار قدرتمند به تصویر کشیده است.

نقد فنی فیلم:

مردان ایکس را بیشتر با وجه متخیل گونه اش باید شناخت تا تمایزش در فیلمنامه. طی سالها سرمایه گذاری بر روی چنین پروژه و ایده ای به نظر می رسد که سازندگان از تبلور خلاقیت و داستان پردازی در آن به اشباع رسیده اند.

چسباندن چند داستانک کوچک و بروز همه دغدغه های هالیوودی که همکارانشان با هزار زحمت لایه گذاری می کنند و اینبار این سنت در مردان ایکس شکسته می شود ، همه ی آن علل هایی است که فیلم را به جای تاثیرگذار کردن فقط بی دلیل با اکشن های ناموزون سرگرم می کند. مردان ایکس در قسمت آخرالزمان در همان ابتدا و با نام گذاریش به صراحت اعلام می دارد که قصد رها کردن فرم و پرداخت به محتوا را در نظر دارد چراکه فیلمنامه قصه ای ضعیف دارد که به شدت پراکنده است و به گونه ای عمل می کند که برای جبران آن کارگردان طبق عادت مرسوم شده این روزهای هالیوود با جلوه های ویژه، پرده های سبز تکراری و کارکترهای عجیب تمام کار را برای بیننده شاید جذاب گرداند اما بیشتر آن را انیمیشن باید دانست تا فیلم.

خلق کارکتر ها هرچقدر از ذهنی فرا متخیل بروز پیدا می کند به همان اندازه در شخصیت پردازی ها و بازی ها ضعیف می شود. با فاکتور گیری از نیمی از شخصیت ها که وامدار قسمت های قبلی کار است در کارکترهای جدید هم چیزی از شخصیت و بازی مشاهده نمی شود و به خصوص که استفاده از قدرتهایشان که ادای یک حالت تمسخرگونه بوده و به هیچ وجه در بازی نمی نشیند و اگر ما می پذیریم که کارکترهای شناخته شده فیلم تا حدودی به قدرت در بازی رسیده اند فقط و فقط متاثر از تولید چندین قسمت از مردان ایکس می باشد.

جلوه های ویژه در فیلم به هیچ وجه در خدمت داستان عمل نمی کند و تلاش مستقلی از خود دارد که شاید بتواند مخاطب جذب کند. اما آنچه که در این فیلم میبینیم همان نماهای تکراری و ذهنیت های تکراری است که پیش از این داستانهایش از دل هالیوود بیرون آمده بود و در حقیقت می توان سالهای اخیر در صنعت فیلمسازی هالیوود را جلوه ی ویژه زده خطاب کرد و صرفا کارگردانها برای عرض اندام کردن و تقلید کردن از آن استفاده می کنند و نه برای کمک به داستان فیلم.

کارگردان فیلم را به گونه ای پیش می برد که تا نیمه فیلم صرف معرفی و گردهم آمدن شخصیت ها می شود. به طوریکه گویی کارگردان قصد رساندن شخصیت تازه از کارکترهای قدیمی خود را دارد که در این امر نه تنها چهره ای تازه نمایش داده نمی شود بلکه با پرداخت بیش از حد به آنها همراه با داستانک های بی ارزش از قصه اصلی فاصله می گیرد. به نظر میرسد که نوع پایانش شروعی تازه بر مردان ایکس و با این نوع سبک از کارگردانیش روبه رو خواهیم بود.

نقد محتوایی فیلم:

این فیلم همانطور که از اسم نهادن خود سر درون خود را نیز فاش می کند صریحا خود را در نقش کاهن و یک پیامبر یافته که به موعظه مخاطبانش در سرتاسر جهان خواهد پرداخت. به نوعی به مانند دیگر آثار مشابه که در این سالها بسیار به مقوله آخرالزمان و نحوه ی روی دادن آن پرداختند، این فیلم نیز از تجربه و تفکر و باور پشت این قضیه استفاده کرده و به تصویر کشیدن این اتفاق مهم دست می زند.

فیلم سینمایی مردان ایکس از شخصیت دیرین در مصر باستان به نام “ان صباح نور” کار خود را آغاز می کند. شخصیتی که دارای قدرتی فرازمینی است در مصر به خواب رفته که در سال ۱۹۸۳ برخاسته و با تعدادی از جهش یافته های حاضر قصد تغییر حکومت در زمین را دارد.

در ابتدا شروع داستان مصر به عنوان کشوری اسلامی به عنوان مکان اولیه ظهور منجی نشان داده می شود. طبق معرفی فیلم منجی مورد نظر و باور که قصد ظهور دارد همینطور که با نام ان صباح نور خوانده می شود تمثیلی از مسیح و یا تبلور خداوند در جسم موجودی فرازمینی است. در واقع در روند صعودی داستان و دروغگویی ها و رفتارهای غاصبانه ای که از فرد ظهور یافته مشخص می شود ، بی شک او را به عنوان منجی و نجات دهنده نمی توان تلقی کرد.

بعد از شخصیت پردازی های انجام شده بر روی منجی و نمایش چهره ای منفی از او این ذهنیت شکل می گیرد که برای نجات دنیا باید در روبه روی او ایستاد و مبارزه کرد. کارگردان از اینجای ماجرا و نمایش چهره واقعی منجی به راحتی می تواند گره های اعتقادی و المان هایی که نسبت به منجی در ادیان مختلف هست را با نماد انگاری های خیلی ساده به آن پیوند زند و همینطور هم می شود و لایه ای که سنت دیرینه هالیوود است را در فیلم می گنجاند.

فرد منجی در اواسط فیلم ندایی را از طریقی به سرتاسر جهان می فرستد که به مانند ندای آسمانی که همه مردم در هر جایی و با هر زبانی آن را می شنوند. این اتفاق مسئله ای است که در روایات اسلامی از آن به عنوان “صیحه” یا ندای آسمانی یاد می شود که در هنگام ظهور امام زمان(عج) به وقوع خواهد پیوست.

این فیلم به گونه ای پیش می رود که با بهره گیری از نمادهای اسلامی قصد رساندن مفهومی را دارد که با واقعیت نزدیکی بیشتری پیدا می کند و حاوی دو مفهوم عمده است. در اولین مفهوم اینطور به نظر می رسد که شاید فیلم به صراحت در بحث منجی که در هر ادیانی به گونه ی خود باور دارند موردی را بیان نمی کند اما با نمادگرایی های متداول ذهنیتی را به خصوص در کودکان و نوجوانان القا می کند که اگر با این ندای آسمانی در واقعیت مواجه شدند( که بدون شک مواجه خواهند شد) در مقابل آن بایستند و مبارزه کنند.

در مفهوم دوم کاریست که جزء روال متداول صنعت فیلمسازی در امریکاست و آن نوع به تصویر کشیدن مسئله آخرالزمان است. از فیلم ۲۰۱۲ گرفته تا اکنون که به صراحت به این موضوع پرداخته اند با یک وجه مشابه تولید شده اند و آن اینکه آخرالزمان هنگام نبردیست که در آن به خرابی و ویرانی های وحشتناک و کشته شدن افراد بی گناه زیادی می انجامد که در نتیجه اش به صلح و رسیدن به هدفی والا ختم نمی گردد.

با این حساب نحوه القا سازی فیلم در مرتبه اول موضع گیری درباره ندای آسمانی بوده که منجر به آخرالزمان و ویرانی می شود که می بایست در برابر آن ایستادگی کرد. حال سوال پیش می آید که چگونه باید مبارزه کرد؟!

پاسخ این سوال را در سازمان امنیت ملی امریکا و مدارس و نوع تربیت امریکایی می توان به وضوح مشاهده کرد و در سالهای بحران های اجتماعی و اقتصادی امریکا تخیلی را برای مخاطبان به تصویر می کشند که امریکا را مستحکم در برابر هر تهدیدی تلقی می دارد. در واقع مردان ایکس”x” در مبحث نمادگرایی ها به معنی مردان شیطان است و ایکس نماد حضور شیطان و با در نظر گرفتن رنگ آمیزی های مرسوم هالیوود در رنگ آبی و سبز که تمثیلی از اجنه ها می باشد می شود به راحتی به این نتیجه رسید که اینها همان رهروان تفکرات ماسونی و اومانیستی هالیوود هستند به خصوص که با در نظر گرفتن یکی از قدرتهایی که در فیلم است تحت عنوان قدرت ذهن بوده ؛ این قدرت ذهن در مکانی خاص توسط یک کلاه مغناطیسی که به رنگ آبی در می آید می تواند در سرتاسر جهان مسلط شود و می تواندبا افراد مختلف ارتباط ذهنی برقرار کند. این ارتباط ذهن و پیام رسان که بسیار نمادین است مستقیم از فرد قدرتمند ساطع نمی شود چرا که قدرتهایی به مانند آتش و لیزر و…همگی مستقیم عمل می کنند اما ما بین این ارتباط ذهنی نیرویی است که شاید نه از آن نامی برده می شود و نشان هم نمی دهند منتهی برگرفته از قدرتهای اجنه است که با نمادهای آبی شهرت دارند که علاوه بر آن فارغ از زمان و مکان هستند.

همچنین اصرار این فیلم بر جهش یافتگی در حقیقت کنایه ای بر نظریه داروین است چرا که اگر امریکا با سازمان های مخفی و آزمایشات علمی مخفی خود و از طرفی با تولید آثار سینمایی به مانند مرد عنکبوتی و مردان ایکس و هر انسان با قدرت ماورایی ، بتواند باوری را ایجاد کند که هر انسانی می تواند به قدرت فراتر از اکنون دست یابد پس در گذشته میمون هم با جهش یافتگی تبدیل به انسان شده است و نظریه داروین با رد خالق ، خود تبدیل به خدا می شود که در ادامه می توانند مباحث اومانیستی مربوط به جاودانگی و رد عالم دیگر را پیگیری کنند.

با توجه به اینکه فیلم در سال ۱۹۸۳ رخ می دهد می تواند پیامی برای نسل عصر حاضر باشد که با تبلور همان اندیشه ها به نوعی خطر آخرالزمان طی شده است و مقوله جاودانگی بیشتر از پیش به وقوع خواهد پیوست که اگر هم اینگونه نبود باز هم چیزی برای از دست دادن ندارند.

منتقد: محمد جواد فلاح

 

مطالب بیشتر
ارسال نظر

ارسال دیدگاهی در این باره