سه شنبه, ۳ مرداد ۱۳۹۶
اوقات شرعی نیمه شب شرعی به افق رشت ۲۴:۲۷
نقد فیلم فروشنده

مضمون تعصب گرایی با نگاهی غیر کارشناسانه/ فیلمی برای هیچکس

شناسه خبر : ۸۹۵۸ - یکشنبه ۲۸ شهریور ۱۳۹۵ - ۱۹:۳۴

سینما > فرهنگی و هنری

فروشنده بیشتر داستانی شکست خورده است زیرا قهرمان و ضد قهرمانهای کوچک و بیکارکردش هردو شکست خورده اند. باز هم در چنین شرایطی باید انتظار داشت که نفوذ فیلم در بطن جامعه موثر واقع شود اما غیر قابل تعمیم است و در مخاطب هیچ چیز را تغییر نمی دهد.

به گزارش سرویس سینمایی قلم نیوز، فیلم سینمایی فروشنده اثری جدید از کارگردان صاحب نام ایرانی اصغر فرهادی است. او که کار نویسندگی و کارگردانی این اثر را بر عهده دارد توانسته فیلم خود را در سال ۱۳۹۴ تولید کرده و همینطور موفق به کسب دو جایزه بهترین فیلمنامه و بهترین بازیگر نقش اول مرد برای شهاب حسینی در جشنواره فیلم کن شده است.

این فیلم داستان زن و شوهری جوان است که مجبور می شوند به خانه ای جدید نقل مکان کنند و در مکانی ساکن می شوند که قبلا زنی تنها با فساد اخلاقی در آنجا زندگی می کرده است که همین موضوع باعث رقم خوردن اتفاق بد و تاثیرگذاری در زندگی آنان می شود.

موضوع فیلم فروشنده یا مشتری ظاهراً درباره تجاوز است. به نظر می رسد رعنا که در خانه جدیدشان دارد استحمام می‌کند مورد تجاوز قرار می‌گیرد، خانه‌ای که بعدتر معلوم می‌شود در آن زن بدکاره‌ای زندگی می‌ کرده و کسی که به رعنا تجاوز کرده در واقع یکی از مشتری‌های آن زن بوده است.

نقد فنی فیلم:

فروشنده فیلمی با فیلمنامه است. به این معنا که به لحاظ قالب های فیلمنامه ای و علت و معلول های متداول جهت روایت یک قصه (فارغ از نحوه بروز آنها) توانسته داستان گویی برای مخاطب باشد. به مانند دیگر فیلمهای این کارگردان که یک حادثه و اتفاقی منجر به رخ دادن دیگر قضایا شود، گویی به تبحر خوبی رسیده و کار خود را بلد است.

اما فرهادی به هر اندازه که در فیلمنامه اش موفق عمل می کند در شخصیت پردازی ، به خصوص شخصیت منفی و تاثیرگذار داستان بسیار از کار عقب است. البته ممکن است به ظاهر عمدی باشد و در پی سوداهای فیلسوفانه همیشگی خود می گردد که در اینصورت می تواند به اساس داستان و علت های وقایعش لطمه زند و همه را از واقعیت تبدیل به تخیلات ذهن یک کارگردان کند.

دکوپاژ بیشتر در روند باور پذیری داستان به خدمت گرفته می شود و نسبتا جذابیت غافلگیرکننده ای دارد اما میزانسن و نمای زیبا کمتر دیده می شود و سعی میکند که به اندازه ای زیاد چالش به وجود آمده را بزرگ جلوه دهد که بیشتر مدت زمان فیلم زیاد و خسته کننده می شود.

کار خلاقانه ای در فیلمبرداری دیده نمی شود و همچنان لرزش ، آپارتمان و کلوزآپ بر روی پرده ای بر پهنای اکستریم لانگ شات می تواند کماکان فاکتورهای ضد پرده و چشم دردآور در سینما باشد. گاهی اوقات این قبیل کارها به جای رسیدن بر روی پرده سینما می توانند نقش موثرتری در قالب یک مستند اجتماعی در تلویزیون داشته باشند.

البته بازی خوب شهاب حسینی نباید نادیده گرفته شود که باید اشاره کرد که جایزه کن به شایستگی به او رسید.

نکته حائز اهمیت کدها ، متلک ها و مفاهیم جنسی زیادی بود که در فیلم تکرار می شد و برای رده های سنی پایین اصلا مناسب نبوده و متاسفانه این رده سنی در سینما ها حضور پیدا می کنند، نکته ای که حتی در اکران فیلم به شدت فراموش شده است.

نقد محتوایی فیلم:

فرهادی در فیلم فروشنده روایتی را برمی گزیند که در رده روایت های فوق اجتماعی سینمای ایران و در کنار بیشمار آثار قالب و سبک قرار می گیرد و به نوعی با در نظر گرفتن تعاریف سینما از کارکرد خود دور می شود اما تکرار مکررات فیلم ها در این زمینه و عادت ذهنی مخاطبان ایرانی را تکیه گاه خود برای دیده شدن و به تبع جریان سازی در مضامین اجتماعی قرار می دهد که این رویکرد در مرحله اول دیده می شود که البته این رویداد را وامدار شهرت فرهادی است و در مرحله دوم کاملا خنثی عمل می کند.

این فیلم خنثی می شود زیرا دارای یک اتفاق و یک مضمون درونی است. با توجه به اتفاقش مشخص می گردد که کاملا اتفاقی بدون تعمیم است. اتفاقی که مرد غریبه اشتباهی وارد خانه ای شود و اتفاقی همسر مردی دیگر را برهنه ببیند، مسئله ای نیست که در یک جامعه فراگیر شده باشد و آحاد مردم را درگیر خودش کرده باشد تا اینکه فیلمی در سینما چاره ساز این مشکل شود؛ پس در این مرحله کارکرد ندارد. منتهی از این اتفاق قصد برآوردن مضمونی را دارد و آن تعصب گرایی است.

در ادامه داستان فیلم و بعد از روی دادن آن اتفاق و مشکلات روحی زن (ترانه علیدوستی) ، همسر زن (شهاب حسینی) در پی روشن شدن ماجرا و به نوعی جبران خسارت بوده و وقتی در پایان فیلم متوجه می شود که مجرم پیرمردی بوده تصمیم به افشا و ریختن آبروی مرد در نزد خانواده اش می کند که این اقدام باعث سکته قلبی پیرمرد و مرگش می شود و در اینجا رفتارهای همسر زن به عنوان کسی که خسارت دیده به گونه ای است که گناهش بزرگتر از اشتباه پیرمرد نشان داده می شود.

تعصب گرایی که مفهوم زیرین محتوایی فیلم را در بر میگیرد بر مبناهایی استوار می شود که به هیچ وجه نتوانسته به شکلی درست در ذهن مخاطب دربیاید. غالبا بحث تعصب و یا زیاده روی به نوعی از افراط و تفریط نشات می گیرد که در فیلم در هیچ زمینه ای ما زیاده روی و یا رفتاری که در شخصیت پردازی کارکتر نقش اول منجر به بروز رفتار متعصبانه و زیاده روی در موضوعی گردد، به هیچ وجه دیده نمی شود. در چنین شرایطی که مضمون فیلم با کدهای درون آن زاویه ای ۱۸۰ درجه داشته باشد پس نمی توان از چنین فرم شکل داده نشده و یا شکل نگرفته ای به اندرون ذهن کارگردان رسید.

فروشنده بیشتر داستانی شکست خورده است زیرا قهرمان و ضد قهرمانهای کوچک و بی کارکردش هردو شکست خورده اند. باز هم در چنین شرایطی باید انتظار داشت که نفوذ فیلم در بطن جامعه موثر واقع شود اما به همان دلیل غیر قابل تعمیمش و مضمون بدون درک کارگردان در مخاطب هیچ چیز را تغییر نمی دهد.

فیلم روزنه ی امیدی ندارد و راهکاری نشان نمی دهد و پیش از اینکه بخواهد منتقد اجتماعی باشد یک متلک گوی اجتماعی است. اگر هم از این زاویه به فیلم بنگریم و اگر متلک گو باشد پس خود فیلم و تفکرات پشت آن متعصبانه است و اگر در مقام منتقد اجتماعی باشد باز هم از یک برداشت غیر صحیح و دوگانه به نتیجه می رسد به این دلیل که در پایان روند قصه به نقطه ای می رسد که حق و باطل در رو به روی هم قرار می گیرند اما در ادامه فیلم جای حق و باطل را تغییر می دهد و رفتارهای به اصطلاح متعصبانه مرد ، او را در نزد مخاطب منفور و حق را به پیرمرد می دهند با اینکه او خطاکار است.

حال ایراد اساسی اینجا مطرح می شود که چگونه می شود که در یک شرایط نابرابر و با رقم خوردن علت و معلول های غیر واقع به نتیجه ای درست رسید؟!

تمامی تعصب و افراط مرد در یک سیلی زدن به پیرمرد و گرفتگی قلب او ظهور پیدا می کند ، ظهوری کوچک که اتفاقی عمیق رقم می زند و مرگ را در پی دارد؛ تناقض اینجاست که چرا مرگ او تقاص گناه نباشد؟!

زمانی می تواند جای حق و باطل تغییر کند که طرف حق یک طرفه و با قدرت پیش برود و باطل در پی اثبات حق خود باشد به شرط این موضوع که مورد اتهام واقع شده باشد. در فیلم فروشنده روند اساسا اشتباه طی می شود و کارگردان سعی می کند از دو فاعل اشتباه به نتیجه ای درست برسد.

در فیلم تعصب اشتباه بود ، عمل پیرمرد هم اشتباه، حال این دو در تقابل هم به نتیجه ای اشتباه می رسند. در یک صورت می توانست نتیجه ای درست در پی داشته باشد که پیرمرد عملی را مرتکب نمی شد و در مقام اتهام قرار می گرفت. اما به وضوح می بینیم که حق و باطل های ساختگی کارگردان ثابت می کند که فیلم در خود کینه و تعصبی را می پروراند که آن را به جامعه نسبت می دهد.

در حقیقت روند فیلمسازی فرهادی نگاهی کاملا یک طرفه است و با رد کردن همه راه ها و افکارها و روش ها و با منفور نشان دادنشان راهی را برای روزنه های امید و بهتر بودن باقی نمی گذارد و حتی بر فرض اصلاح جامعه ؛ جامعه را به خود گم کردگی و فروپاشی متهم می سازد و ثابت می کند که در بلوغ فکری و شخصی کارگردان در روند زندگی خودش ، جزء یک مسیر و یک جهان بینی نتوانسته نسبت به شناخت جامعه خویش و تقابل جامعه با دانش ها، سنت ها و باورهای زمان های گوناگون به تجربه ای مفید در طول زندگی خود دست پیدا کند.

فیلم فروشنده به لحاظ محتوا بسیار سردرگم و بی کاربرد بوده و به هیچ چیز نمی خورد و تقریبا فرهادی با شهرت و جنجال هایش تبدیل شده است به یک فروشنده در سالن های سینما همچنین نام “فروشنده” نه بر گرفته از نمایشنامه معروف است و نه کنایه به آن زن فاسد دارد بلکه بیشتر نزدیک به همان بساز و “بفروش” های ساختمانی است که با ساختمان های نامرغوب علتی شدند برای تغییر مکان این زن و مرد و روی دادن آن اتفاقات!!!

فیلم جدید فرهادی همچون اثر قبلی به دو نام شناخته می شود، در داخل ان را به نام فروشنده می شناسند و در خارج از مرزها به ” مشتری ” معروف شده است، و باید اعتراف کرد هر دو نام با فیلم تناسب دارد اما نام ” مشتری ” مفهوم اصلی مد نظر کارگردان را بیشتر نمایان می سازد زیرا در فیلم فرهادی همچون ضرب المثل معروف همیشه حق با مشتری است هر چند در سال های گذشته علم بازاریابی با ۵ دلیل ثابت کرده است همیشه حق با مشتری نیست.

منتقد: محمد جواد فلاح

برچسب ها
ارسال نظر

ارسال دیدگاهی در این باره