سه شنبه, ۳ مرداد ۱۳۹۶
اوقات شرعی نیمه شب شرعی به افق رشت ۲۴:۲۷
نقد فیلم Room

فیلمی آرام در سینما و پرتلاطم در ذهن مخاطب/ مدیریت افکار عمومی در “اتاق”

شناسه خبر : ۸۰۱۹ - پنج شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۵ - ۱۴:۵۴

سینما > فرهنگی و هنری

در حقیقت فیلم به دنبال اعتقاد و باورهای سنتی جهان پیرامون انسانهاست که در تقابلش با جهان امروز دچار ضعف و محکوم به شکست است

به گزارش سرویس سینمایی قلم نیوز، فیلم سینمایی اتاق/ Room محصول مشترک کانادا و ایرلند در سبکی درام و معمایی به کارگردانی لنی آبراهامسون است که در سال ۲۰۱۵ تولید شده و داستان زنی به نام جوی بوده که ۷ سال در اتاقی زندانی است و دارای پسری ۵ ساله بوده و به دنبال راهی برای فرار از آنجاست و وقتی موفق به این کار می شوند دنیای بیرون برای پسر بچه ۵ ساله بسیار هیجان انگیز و متفاوت جلوه می کند.

نقد فنی فیلم:

فیلم اتاق اثری اعجاب انگیز با یک تم بسیار دراماتیک و متفاوت است که بر خلاف دیگر آثار سال ۲۰۱۵ هالیوود که مملوء از تخیل و ژانرهای سیاسی و اکشن بوده اند این فیلم گونه ای دیگر بر روی پرده عمل می کند.

سینمایی که آبراهامسون کارگردان این اثر برای مخاطب خویش ترسیم می کند در پرده هایی از پرسش ها و معماهایی قرار دارد که شاید از زبان یک کودک بیان می گردد اما می تواند تمامی حالات و اتفاقات درونی هر انسان دیگری را در برگیرد. اگر در پی فیلمی آرام و پرهیز از شلوغی های اکشن هستیم بی شک فیلم اتاق هم آرام با مخاطب حرکت می کند و هم به گونه ای نقش آفرینی می کند که مخاطبش به خواب نرود. فیلمنامه این اثر با اینکه در نیمه فیلم به لحاظ قصه گویی اتمام می یابد و در ادامه به نوعی می توان آن را جزء مستندهای روانشناسی و فلسفی و حتی مستندهایی برگرفته از رخدادهای واقعی به حساب آورد اما فضاسازی و روحی که به فیلم تزریق می گردد بیننده را با عواطف و احساساتش درگیرد می کند که همین برای تماشای کل فیلم کافی است.

نریشن هایی که توسط کودک در چندین پرده داستان گفته می شود یکی از نقاط قوت فیلم را تشکیل می دهد. دیالوگ هایی جذاب و قوی که بین مادر و فرزند رد و بدل می شود که نشان می دهد کارگردان اشراف کاملی که نوع تفکرات کودکانه و حس و حالات آنان دارد و بدین گونه می باشد که شخصیت کودک در فیلم بسیار خوب نقش آفرینی می کند.

اما در نقطه مقابل هر اندازه که شخصیت پردازی مادر و فرزندش خوب و جالب پیش می رود ، شخصیت های مرد رباینده و پدر و مادر و دیگر افراد بازیگر توسط کارگردان بی تفاوت رها می شود. نه انگیزه نه احساسات و نه یک پیشینه ای به خصوص برای مرد رباینده که مانند افراد سیاهی لشکر عمل می کنند. شاید هم اگر با دقت بیشتری به نوع نگرش فیلمنامه و روند قصه نگاهی بیاندازیم متوجه می شویم که قصه مورد کندکاو کارگردان اگر هم از چهارچوب مادر و فرزند خارج نشود، به طور جدی خرده ای به انتقال مفاهیم و روند داستان نمی توان گرفت.

فیلمبرداری این اثر به دلیل اینکه تا نیمه داستان در یک اتاق کوچک می گذرد بسیار کار سختی بوده و با اینکه محدودیت در لوکیشن وجود داشته اما توانسته با قاب بندی های مفید و حتی حرکات دوربین بتواند به مفهوم داستان که در پرده دوم به نمایش در می آید کمک کند و حکم یک اهرم را داشته باشد.

BTS_ROOM_DAY180035_

اتاق اثری است از یک ایده که بیشتر لازم بود تا فیلمنامه اش کامل شود اما به تولید آن اقدام می کنند که با احتساب این موضوع علی رقم اینکه رنگ سرد و ناامیدانه ای که تا قبل از خروج از اتاق سراسر لایه ها، دیالوگ ها، بازی ها و فضاسازی ها را گرفته است و در نیمه دوم دچار رنگ گرم و پرامیدی می شود اما با در نظر گرفتن همان نکته تکمیل نشدن فیلمنامه به وضوح می توان دریافت که هم در نیمه نخست و سخت فیلم جلوه ای از خشونت و ظلم که منجر به سردی در زندگی شود که در ادامه آن نیاز به امید به آینده باشد به خوبی برای مخاطب برملا نمی شود و حتی در نیمه دوم فیلم که انتظار مخاطب برای چالشی عمیقی و پاسخی تامل برانگیز صرف می شود ، به مرور به حذف سوالات و معماهای نیمه نخست منجر می گردد و صرفا مخاطب وقت خود را صرف یک فیلم آرام و دراماتیک می کند و تمامی مفاهیمی که ذهن کارگردان درگیر آن بوده با فرم و به نوعی نقص در فیلمنامه برای بیننده خنثی و فراموش می شود و انچه که باقی می ماند تنها اثری قابل تامل و نزدیک به اجتماعی همراه با دانستنی های متفاوتی از دنیای کودکان بوده و نه بینش و پرسشی عمیق از جهان پیرامون که دنیای امروز به شدت درگیر آن شده است.

BTS_ROOM_DAY440096

نقد محتوایی فیلم:

فیلم سینمایی اتاق گذری ساده اما عمیق بر سرنوشت دختری جوان ربوده شده و حبس شده در اتاقکی می باشد که در طی ۷ سال زندگی در آنجا توسط مرد رباینده مورد تجاوز قرار گرفته و اکنون دارای پسری ۵ ساله است که تمام عمر خود را در آنجا گذرانده و جزء اتاق محدود خود ذهنیت نسبت به فضای بیرون ندارد.

این فیلم با استفاده از یک تم احساسی و دراماتیک علی رقم اینکه توانسته نظر عده ای از منتقدین و جوایز جشنواره های گوناگون سال را به خود جلب کند منتهی فراتر از احساسات و عواطفی گام بر میدارد که در فیلم نسبت به آن تاکید دارد. این داستان تنها با یک محوریت و تمرکز ساخته شده و آن هم نوع نگرش به جهان پیرامون است.

جهان پیرامونی که فیلم بی گمان در ترسیم آن می کوشد از عالم هستی گرفته تا کوچکترین جوامع و محیط هایی که یک فرد می تواند در آنجا زندگی کند و نسبت به آن واکنش نشان دهد، قلم داد می شود و بسیار زیرکانه با ایده و داستان فیلم منطبق بوده و می تواند انواع و اقسام مفاهیمی که از دل چنین مبحثی خارج می گردد را در برگیرد که با این حساب می توان گفت که مخاطب به لحاظ مفهومی با یک فیلم تک محوریتی چند وجهی روبه رو می شود.

اگر از واژه “وجه” که به نوعی حکم کردن به محتوا تلقی می شود استفاده نکنیم به هر حال از نوع نگاه هایی که این فیلم از میان مخاطبان با قالب خود همراه می کند نمی توان اجتناب کرد. در نگاه اول می توان گذر این مادر و فرزند را از اتاق به بیرون ، گذری از جامعه بسته به جامعه ای باز دانست با توجه به این موضوع که داستان و قهرمان آن با اینکه بسیار منزوی بوده و غیر تاثیر گذاری را در آنان می توان دید اما حتی برای امورات شخصی خود بعد از گذر کردن ، شبیه به افراد منزوی ای می شوند که قصد دارند به قهرمان تبدیل شوند. اینجاست که به خوبی می بینیم که در واکنش هایشان نسبت به دو جهان با اینکه در اتاق دارای آرامش بیشتری بوده اند اما فضای بیرون را در هر صورت ترجیه داده و احساس آزادی را از خود بروز می دهند و نشان می دهد که جامعه ی بسته و یا همان اتاق ، در حال مرگی اجتناب ناپذیر است.
تقابل میان جامعه بسته و جامعه باز و نظریه های مربوط به آن که بیشتر آن را با کارل رایموند پوپر می شناسیم که از تئوریسین های قدیمی امریکایی در این زمینه بوده، همیشه مورد بحث ها و گفتگوها و حواشی فراوانی در سراسر جهان بوده است مسئله ای که فیلم به خوبی از پس آن بر نمی آید و آن به دلیل محافظه کاری کارگردان در روند ساخت است.

از نگاه دیگر می توان فیلم را تقابل میان اعتقادات دانست که ریشه آن باز هم منعطف به همان نظریه اول می شود. کودکی که پنج سال از عمر خود را در اتاقی محدود صرف کرده و هرآنچه آنجا آموخته را حال می خواهد در دنیایی بزرگتر مصرف کند که اگر آموخته هایش را نمادی از اعتقادات مذهبی بدانیم با این نکته که در بعد از فرار کودک و در خودروی پلیس ، دیالوگی از جانب پلیس گفته می شود که رفتارهای عجیب کودک را با احتمال اعتقاد او به فرقه و یا مذهب خاص تلقی می کند، که با توجه به دیالوگ و کنایه های فیلم به خوبی می توانیم دریابیم که کارگردان و قصه اش ، اعتقادات و باورهای سنتی جهان امروز را مانعی بزرگ برای پیشرفت و قرار گرفتن در حرکت رو به جلوی جهان می دانند که برای قرار گرفتن در مسیر پیشرفت جهان که گویی رو به بی نهایت است باید از سنت ها و اعتقادات و باورها رهایی جست و این نگاه دیگر حاکم در فیلم می شود.

Room.2015.720p_MovieFarsi.com[17-44-12]

با این مدل پیش رو حتی فیلم را می توان به گونه ای دیگر ارزیابی کرد که جهانی پیرامون ما در نسبت به عالم ماورا و جهان دیگر که در باورهای برخی انسانها هست به مانند گذر از وسعت این اتاق به بیرون از آن می ماند.

اما به راستی فیلم در جستجوی کدامین نوع نگاه برای مخاطبان خود است؟!

در واقع دو سکانس از میان سکانس های فیلم ، اول دیالوگ های پلیس در برابر نوع عکس العمل های کودک و دوم دیالوگ جوی(مادر جک) در خطاب به والدینش که با اعتراض نسبت به تربیت سنتی آنان در حق بوده که باعث سوء استفاده فرد رباینده شده است، به وضوح خط فکری و محتوایی کارگردان و فیلم اتاق را نشان می دهد.

در حقیقت با نمونه برداری های استراتژیکی فیلم به دنبال اعتقاد و باورهای سنتی جهان پیرامون انسانهاست که در تقابلش با جهان امروز دچار ضعف و محکوم به شکست است ، اما حذف باورهایی که فیلم نسبت به آن دغدغه مند است چیزی نیست که مورد استقبال ذات فطری انسان باشد. در واقع همان بحث جامعه باز و جامعه بسته به گونه ای دیگر در لابه لای روند فیلمنامه گنجانده شده است اما اکنون با تم باور ها.

Room.2015.720p_MovieFarsi.com[17-46-46]

در آخر فیلم وقتی که پسر بچه به اتاق بازمی گردند تا دوباره آنجا را ببینند ، با اینکه در آنجا آرامش بیشتر داشته و اتاق را بسیار بزرگ تلقی می کرد اما حال می بیند که چقدر کوچک و دلگیر است و رفتنش از آنجا فقط شکست دادن ترسش بود که از روی ناآشنایی نسبت به بیرون بوده که با فهم جدیدی که نسبت به جهان پیرامون به دست می آورد متوجه می شود که ترسی وجود ندارد و در اینجا هنر فیلمسازی کارگردان هم به چشم می خورد که با کادر بندی های درست و فضاسازی مناسب در ابتدا می تواند در انتها آن مفهوم مورد نظر را القا کند و مخاطب با حس بازیگر همراه شود. قالبی که به مخاطب جرات می دهد علاوه بر اینکه با حس فیلم ارتباط برقرار نموده است با رفتار و نگاه فیلم هم در آینده همراه باشد هرچند در این بخش مخاطب را دچار یک سردرگمی درونی و نوعی فریب و حکم کردن محتوا می کند و نه پذیرش عقلانی.

نگاهی که فیلم دنبال می کند آزادی، رهایی و یا بی نهایت بودن به معنای به حد و مرز بودن است و نه رهایی فطری برای رسیدن به هدفی والا که مورد استقبال ذات فطری انسان باشد. اما این کارگردان با این فیلم به مانند فیلمهایی دیگر که در چند سال گذشته توسط دیگران هم با چنین مدلی ساخته شده اند قصد دارند که الگویی از فیلمسازی را ارائه کنند که مانند تئوری های قدیمی در ایدئولوژی آمریکایی که برای سبک زندگی به کار می رود و به گونه ای است که همه باورها و ادیان متناسب با میل خود گوشه ای از سبک زندگی امریکایی را دربرگیرند، با تماشای بعضی از فیلمهای چند سال اخیر هالیوود نیز هرکس در هرجای جهان باشد آن فیلم و محتوا و نگاهش را همطراز مثبت با باورهای خود می پندارد.

مدلی که امریکا و هالیوود به عنوان قطب تاثیر گذار و جریان ساز با رسانه قدرتمند سینما پی می گیرند در آینده دو ویژگی مهم را در بردارد: ۱. علاقه افکار عمومی به جامعه و تئوری های امریکایی که آن را نزدیک به باورهای خود می بینند ۲. دور شدن افکار عمومی در دراز مدت از باورهای خود و القا کردن تمام اعتقادات به مدلهای زندگی و رفتار امریکایی.

این مدل شاید کارگردان را دچار برچسب محافظه کاری کند اما در حقیقت همان مسئله القا کنندگی بوده که در این روند پی ریزی شده است و فیلم اتاق هم با انتخاب همین سبک چالش و سوالی را در ذهن بینندگان فیلم ترسیم می کند که تا مدت ها ممکن است ذهن افراد را درگیر کرده و حتی به سمت اهداف درونی فیلم بکشاند که در غیر اینصور اگر کارگردان با بیان مستقیم مفاهیم مورد نظر به ساخت فیلم روی می آورد مطمئنا از همان ابتدا با عکس العمل و رد مسئله از سوی عده زیادی از مخاطبان مواجه می شد.

منتقد: محمد جواد فلاح

برچسب ها
ارسال نظر

ارسال دیدگاهی در این باره