سه شنبه, ۳۰ آبان ۱۳۹۶
اوقات شرعی نیمه شب شرعی به افق رشت ۲۳:۱۳
نقد فیلم Tomorrowland

جاودانگی در “سرزمین آیندگان”/ آخرالزمانی که هرگز نمی آید!

شناسه خبر : ۷۸۰۱ - جمعه ۸ مرداد ۱۳۹۵ - ۱۸:۲۹

سینما > فرهنگی و هنری

با اینکه فیلم سرزمین آیندگان در محورهای مفهومی دچار ضعف، سردرگمی در انتقام پیام و الگوسازی می باشد اما در لایه های زیرین خود دارای مفهوم جاودانگی است که دربرگیرنده کلیات قضیه می شود.

به گزارش سرویس سینمایی قلم نیوز، فیلم سینمایی سرزمین آیندگان/ Tomorrowland محصول سال ۲۰۱۵ امریکا به کارگردانی برد بیرد در ژانری علمی تخیلی ماجرایی بوده و داستان دختری باهوش و کنجکاو به نام کیسی است که با پیدا کردن یک سنجاق سینه و لمس آن می تواند با آینده ارتباط برقرار کند و رفته رفته اتفاقات گوناگونی رخ می دهد و او مامور به نجات دنیا می شود.

نقد فنی فیلم:

ایده و فیلمنامه ای که تمام گفته ها و مبانی رئال از جمله بحران های حقیقی آب و هوا و کره زمین را تبدیل به تخیلی علمی و البته کودکانه می کند و چه کمپانی بهتر از والت دیزنی برای سرمایه گذاری بر روی چنین فیلمی، که مانند دیگر آثار برد بیرد حامی او باشند هر چند که پیش از این آثار این کارگردان انیمیشن بوده اند اما همان روح کودکانه در لابه لای فریم هایش دیده می شود.

طنز، اکشن، هیجان، جلوه های ویژه زیاد و به تبع متفاوت که با لوکیشن ها و فضاهای واقعی درهم آمیخته شده و از صرف تخیلی بودن دور می کند از جمله نکته هایی است که این فیلم را قابل دیدن می کند. با اینکه این فیلم مدت بسیار زیادی و حتی تا نیمه داستان همچنان برای مخاطب طرح سوال و معما می کند و تقریبا حالت سردرگمی در تعریف داستان واقعی را دارد و تنها عاملی که مخاطب را از پای فیلم بلند نخواهد کرد ، جلوه های ویژه و هیجان قالب در این داستان است که از ضعف های فاحش فیلمنامه ای محسوب می گردد.

img52dfdb466a3bb

داستان فیلم یک تعریف یک خطی دارد که هرچقدر تا انتها منتظر ایفای نقش این تعریف می نشینیم اما متاسفانه به وضوح چیزی نمی بینیم، تعریفی این چنین” دختری باهوش که توانایی نجات دنیا را دارد” فقط در فیلم مونث بودن کارکتر به وضوح دیده می شود اما در مقوله هوش و توانایی که به نجات دنیا بیانجامد صرفا گذر کردن یک حدس راجع به دستگاهی عظیم و اتوماتیک است از طریقه به کارگیری آن که به ذهن هر کسی دیگر نیز می توانست بگذرد و تنها این هوش و توانایی شبیه به یک دلقک بازی می ماند تا یک شخصیت پردازی با حساب و کتاب در فیلم.

هرچند که برای این فیلم نمی توان فیلمنامه ای قوی را به حساب آورد که می تواند پاشنه آشیل و امتیاز منفی برای فیلم باشد اما کارگردان به دلیل تجربیاتش در انیمیشن سازی در دکوپاژ، قاب بندی تصاویر نحوه بازی بازیگران و اهمیت دادنش به جزئیات نقش خود را و سیر روند فیلم را به گونه ای برنامه ریزی می کند که مسلما خواب را از چشمان بیننده می گیرد.

این امتیاز مثبت می تواند نتیجه تجربه و ذهنیت برد بیرد در انیمیشن باشد که در آخرین اثرش نیز ردپاهای این نوع نگاه دیده می شود.

VI2uDOFKBrkM66_2_hd

نقد محتوایی فیلم:

فیلم سینمایی سرزمین فردا و یا سرزمین آیندگان به اصطلاحی دیگر ؛ از جمله فیلم هایی می باشد که در زمره فیلمهایی با موضوع آخرالزمان و نابودی دنیا قرار می گیرد و با در نظر گرفتن تمامی جنبه های اخلاقی و اعتقادی که فیلمساز در فیلمش لحاظ می کند منتهی آخرالزمانی بودن در این فیلم به واضح امری اجتناب ناپذیر است.

سه محور اصلی کارگردان در این فیلم که از پایه های داستان تلقی می شود شامل: ۱.واقعیت نابودی جهان ۲.امید و نوع نگرش به آینده ۳.جهانی برتر پیرامون این جهان

در همه ی فیلمهای تخیلی برای پیداکردن یک رابطه منطقی و عقلی ، فیلمساز به دنبال یک دلیل علمی برای به وجود آوردن تمامی تصورات و تخیلات ذهنی خود است و در این فیلم هم با لحاظ کردن همین منطق پیش به سوی موضوعی می رود که می تواند با مخاطب قرابت بیشتری برقرار کند. با توجه به اینکه قهرمان داستان نیز دختر جوان است ، جوانی که پتانسیل تغییر را در جامعه دارد و در سنی نیست که برای ماجراجویی در جهان واقعی دیر شده باشد.

موضوع آخرالزمان مسئله ای است که ذهن تمام مکاتب را به خود درگیر کرده و با در نظر گرفتن شواهد واقعی مبنی بر اتمام و کمبود ذخایر طبیعی این مسئله را در اذهان عمومی باورپذیرتر جلوه می دهد. در فیلم سرزمین آیندگان هم با بروز نقش محوری این قضیه ، کارگردان راه نجات را در امید داشتن و نوع نگرش مردم جستجو می کند به طوریکه در سکانس های گوناگون و در دیالوگ های متعدد این نوع نگرش و امید بارها تکرار و تاکید می شود.

در اولین گام فیلم واقعیت نابودی جهان را در ذهن مخاطب جا می اندازد و در ادامه برای کنترل این وضعیت از راهکار امید و نوع نگرش به آینده صحبت می کند. اگر فیلم را به دو نیمه تقسیم کنیم در نیمه اول به دنبال یک منجی با نگرش مثبت و پرامید برای نجات دنیا می گردد و از بین افراد معدودی که انتخاب شده اند و به نتیجه نرسیده اند به نفر آخر و قهرمان داستان همان “کیسی” می رسند که به وسیله یک سنجاق سینه هوشمند که بر سر راهش قرار می دهند و با لمس آن می تواند تجسمی از آینده را ببیند که بسیار پرشکوه و شگفت انگیز است و با اعتماد به نفسی چند برابر و با نگرش مثبت خود نقش منجی بودن خود را ایفا کند و دنیا را از نابودی نجات دهد.

اما در نیمه دوم دیگر کارکرد منجی بودن و آن قهرمانی که دارای توانایی خاصی باشد که در دیگران نیست ، کارکرد خود را از دست می دهد و نه اینکه به منظوری باشد بلکه به دلیل ضعف فیلم این تناقض رخ می دهد.

در ادامه مخاطب متوجه می شود که آن تجسم حقیقت دارد و جمعی از دانشمندان و متخصصین جهانی را در پیرامون همین جهان و در ابعادی دیگر خلق کرده اند.اما اختلافی که در آنجا دیده می شود بر سر وجود کارکتری منفی است که با القاء نگرش منفی به بشریت توسط دستگاهی هوشمند قصد نابودی آنها را می کند به این نیت که این جهان جدید را تخریب خواهند کرد.

در اینجای داستان هم به نوع نگرش برخورد می کنیم اما نوع نگرش زمانی معنا پیدا می کند که افراد تحت تاثیر آن بتوانند پتانسیل ایجاد تغییر را داشته باشند منتهی در اینجا نوع نگرش مثبت و یا منفی به واضح تبدیل به یک بازیچه ای برای کنترل افکار و رفتار عمومی مبدل می شود و موضوع و محور مفهومی که از ابتدا از پایه های فیلم محسوب می گردید اکنون می بینیم معنای خود را از دست می دهد.

حتی در پایان فیلم وقتی کارکتر منفی توسط قهرمان داستان و دوستانش نابود می شود دعوت نامه هایی در قالب سنجاق سینه به همان شکل برای مردم ارسال می شود تا امید و نگرش مثبت را به آنان تزریق کنند. حال سوال ایجاد می شود که وقتی می توان مردم را به جهان مرفع خلق شده انتقال داد پس چه نیازی به امید و تغییر در این جهان است؟! و از طرفی وقتی با نوع نگرش می تواند جهان را نابود کرد و یا از نابودی نجات داد پس چه نیازی به القا نگرش منفی و وجود کارکتر منفی و حتی بنای جهان پیرامون این جهان بود؟!

این تناقضات که باعث بروز رابطه ای غیر منطقی میان آن سه محور مورد منظور کارگردان می گردد تماما نتیجه همان فیلمنامه ضعیفی است که شرح داده شد. این فیلم با اینکه یک پیوند منطقی علمی با تخیل کارگردان دارد اما میان محورهای محتوایی که خود فیلم نسبت به آن ادعا می کند اصلا رابطه منطقی و علت معلولی خوبی ندارد و تمامی سوالاتی را که از ابتدا در ذهن مخاطبان برای پیشبرد معمایی قصه مطرح می کند از پاسخ دادن به همه ی آنها عاجز است.

شاید بتوان صریح گفت که نابودی و اتمام دنیا امری اجتناب ناپذیر و حتمی خواهد بود اما نه به این شکل و شمایلی که فیلم سرزمین آیندگان به تقلید از فیلم ۲۰۱۲ عنوان می دارد که تشابه هر دوی آنها در نابودی بی هدف است.البته که اعتقاد به طریقه پایان دنیا مسئله ای مورد تفاوت در ادیان مختلف بوده ولی در نهایت بی هدفی سیری غیر عقلانی از جانب همه آنها محسوب می گردد.

از دیگر تشابهات فیلم می توان شباهت ریز مفهومی این موضوع که به مردم چیز فریب و غیر واقع را القا می کنند ، بی شباهت به فیلم ماتریکس ندارد و یا اینکه می تواند از آینده با خبر شد و در یک زمان و مکان دو بعد زمان و مکان را مشاهده کرد بی شباهت به فیلم میان ستاره ای کریستوفر نولان نیست.

این المانهای متشابه را می توان اینگونه برداشت کرد که فیلم سرزمین آیندگان قصد دارد با برآوردن نکته ها و کنایه ها و نمادهایی مشابه و حتی به مانند عدد ۱۲ و استفاده از اسم “آتنا” در فیلم ، می خواهد جا پای دیگر فیلمهای بزرگی که با کنایه و نمادهای برنامه ریزی شده در پی تعریف اعتقادی فلسفی بوده اند که منتهی این فیلم از قیاس با آنان بسیار ضعیف تر و کوچک تر است.

با اینکه فیلم سرزمین آیندگان در محورهای مفهومی دچار ضعف، سردرگمی در انتقام پیام و الگوسازی می باشد اما در لایه های زیرین خود دارای مفهومی است که دربرگیرنده کلیات قضیه می شود.

مدام در فیلم بر روی امید به آینده تاکید می شود اما عملا آینده ای دور در کار نیست و مراد از تغییر در همین زمان کنونی است زیرا وقتی همه به جهان پیرامون با آن مزرعه گندم زار که به یک محیط امن و بهشتی جاویدان و مدینه ای فاضله مشابهت دارد، همگی بلقوه و حتی بلفعل در اکنون قابل اجراست ، در زمان حال که فارغ از مسئله مرگ خواهد بود و با توجه به اینکه منجی بودن کارکتر دیگر در پرده دوم فیلم کارکرد خود را از دست داده است و در نهایت همه تبدیل به نقش منجی می شوند پس بار دیگر می توان با قاطعیت همان مفهوم آشنای “اعتقاد به جاودانگی” را در این فیلم نیز مشاهده کرد.

Tomorrowland.2015.720p.WEB-DL.nItRo.ahang-film[18-40-02]

موضوعی که طی صدها سال تحقیق و توسعه افکار جاودانگی در جهان غرب ریشه دوانده است نتیجه بذر عدم اعتقاد به جهان پس از مرگ است. به طوریکه جهان به وجود آمده در فیلم با در نظر گرفتن لانگ شات هایی از مزارع گندم که در فیلم های غربی نمادی از دروازه بهشت است، می توانست به جهان بعد از مرگ و امید به زندگی در دنیایی بهتر کنایه پیدا کند اما وقتی ابعاد دیگر این جهان در همین جهان واقعی نشان داده می شود نه تنها کنایه به اعتقاد جهان موازی مورد پذیرش ادیان غیر از اسلام است بلکه عملا جهان بعد از مرگ همراه با جاودانگی را منکر شده و وسعت آن را به داخل همین جهان با همان رویکرد جاودانگی می کشاند.

به زبان ساده تر وقتی در پرده اول نابودی دنیا و آخرالزمان در حال وقوع بود، در پرده دوم این روند خنثی شد و به مخاطب این پیام را عنوان داشت که آخرالزمانی نخواهد آمد.

فیلم سرزمین آیندگان شاید به لحاظ روند قصه و برنامه ریزی در ترتیب منطقی المانهایش نتواند خود را با دیگر فیلمهای هالیوودی که بسیار شفاف جریان سازی های مکتبی و اعتقادی انجام می دهند ، قیاس کند اما باز هم چون فیلمساز توان فیلمسازی خود را وام دار یک نگرش هالیوودی است ، در این فیلم هم رگ هایی از اعتقادات غربی و بی اساسی را می بینیم که قصد دارند در نسل جوان خود پی ریزی کنند و بسیار جای تحسین دارد که هرچند دارای نگرشی بی اساس باشند اما دارای تلاش و دقتی هستند که می تواند برای دیگر مکاتب به عنوان یک الگو و مثال نشان داده شود.

منتقد: محمد جواد فلاح

ارسال نظر

ارسال دیدگاهی در این باره