سه شنبه, ۳۰ آبان ۱۳۹۶
اوقات شرعی نیمه شب شرعی به افق رشت ۲۳:۱۳
نقد فیلم The Martian

قهرمانی مریخی اما کاملا امریکایی/تبلیغات بر روی پرده سینما!

شناسه خبر : ۶۷۸۵ - جمعه ۱۱ تیر ۱۳۹۵ - ۱۹:۲۳

سینما > فرهنگی و هنری

در این فیلم فقط نمایش قدرت استعماری امریکا جلوه می کند که وسعت استعماری زمین و علمش تا کره مریخ نیز فراتر رفته است و به عنوان قدرت برتر جهان نمایش داده می شود.

به گزارش سرویس سینمایی قلم نیوز، فیلم سینمایی مریخیThe Martian  محصول ۲۰۱۵ به کارگردانی ریدلی اسکات در ژانر ماجرایی، علمی تخیلی تولید شده است. فیلمی که بر اساس اقتباسی از رمان مریخی نوشته اندی ویر بوده که در سال ۲۰۱۱ منتشر شده بود.

داستان فیلم درباره فضانوردی به نام «مارک واتنی» است که در کرهٔ مریخ سرگردان و گرفتار می‌شود. او باید تمام قابلیت‌های خود را به‌کار بگیرد تا به مرکز کنترل پرواز در کرهٔ زمین وضعیت خود را اطلاع داده و تقاضای کمک کند.

نقد فنی فیلم:

داستانی اقتباسی است اما نگارش آن به فیلمنامه نیازمند سیر قصه گویی در فیلم است به طوریکه کارگردان و نویسنده باید بتوانند بیننده را دو ساعت سرگرم کنند که البته به خوبی از عهده این کار برآمده اند.

اما قابل پیش بینی بودن فیلمنامه بدون داشتن غافل گیری و همچنین کشش داستانی با علت های غیر منطقی و اضافه کردن درون مایه طنز به همراه تعریف و تمجیدهای تبلیغاتی از ناسا ، فیلم را از حالت جدی به اثری سفارشی و زورکی تبدیل می کند.

بازی خوب و باور پذیر مت دیمون در نقش فضانورد تنها به همراه به اندازه بودن سیر اتفاقات در فیلم باعث شده که چنین داستان ساده ای بتواند بیش از دو ساعت مخاطب را سرگرم کند. اما وجود کارکترهایی از مدیران امریکایی و مردم در خیابان و کارکترهای چینی که در فیلم اثر هم می گذارند و فقط با شخصیت تشریفات به حساب می آیند ، متاسفانه محتوای خوب داستان را به بازی می گیرد.

فیلمبرداری و جلوه های ویژه شامل سه لوکیشن کره زمین، فضا و کره مریخ بوده که ما یک تدوین پشت سر هم با پرهیز از اضافه گویی ها هستیم.

از لحاظ جلوه های ویژه هم به مانند دیگر آثار سینمایی سالهای اخیر هالیوودی در یک اتاق در بسته با پرده سبز کار شاخصی نیست که دیگران از آن استفاده نکرده بودند و با وجود محتوای ضعیف نیز فیلم فقط تاثیر ۱۲۰ دقیقه سرگرمی تو خالی دارد.

psc1015_mt_088

گرچه از لحاظ فرم و جلوه های بصری جذاب کار شده است اما از لحاظ محتوا بسیار کم توجه و گذرا بوده و در مقایسه با فیلمهای هم نوع خود در سالهای اخیر نمی تواند قابل رقابت و تاثیر گذار باشد.

موسیقی بسیار ضعیف فیلم نیز گامی منفی در این اثر بوده که اگر هم قرار بود فیلم اثری فاخر شود با این موسیقی به جایی نمی رسد.

نقد محتوایی فیلم:

فیلم سینمایی مریخی در اکران عمومی همزمان شده بود با یافتن آب در سطح سیاره مریخ که به تازگی توسط دانشمندان ناسا اعلام گردیده بود. با این حال فیلم بیشتر از المان های باورپذیر فضایی استفاده می کرد که در مواردی هم کارگردان بدش نمی آمد که به تخیلی دور دست بزند. این فیلم نه به تنش های اکشنی دست میزند و نه تخیلی دور را روایت می کند که در این سالهای اخیر ژانر دوست داشتنی سینمای هالیوود شده است.

روایت قصه گرفتار شدن فضانوردی است که دوستانش او را در میان طوفان ناگهانی مریخ رها کرده اند چرا که تصور کردند او مرده است. اما در کمال تعجب شاهد زنده بودن او هستیم و از آنجایی که تخصص مارک واتنی فضانورد تنها در مریخ ، گیاه شناسی است پس باید راهی برای زنده ماندن خود پیدا کند.

فیلم بسیار سریع آغاز می شود و در همان ۷ ، ۸ دقیقه اول داستان برای مخاطب روشن می شود در حالیکه معمولا از ۱۵ دقیقه اول داستان فیلم باید شروع شود تا قبل از آن کارگردان شخصیت پردازی کارکترهای خود به خصوص قهرمان داستان را به مخاطب عرضه کرده باشد. اما شخصیتی که شکل نگرفته داستان شروع می شود و تقریبا در یک سوم ابتدایی فیلم عنصرهای ارتباطی میان بازیگر، شخصیت و مخاطب شکل می گیرد.

the-martian-

مارک واتنی تنها در مریخ خیلی زود با تخصص خود به پرورش گیاه و سیب زمینی برای جیره غذایی خود دست می زند و سوالی که در ذهن مخاطب نقش می بندد این است که اگر به این راحتی امکان پذیر است پس این همه اکتشافات و تحقیقات به چه دلیل صورت می گیرد؟!

اما نکته جالب توجه اینکه با نمایش این سطح از عظمت فضا و سیاره ها در خارج از کره زمین و گیر افتادن یک انسان در سیاره بدون اکسیژن شاید در اولین مرحله نیاز به یک تفکر غیر مادی است ، منتهی فیلم در دو سکانس ماجرا را از ابعاد غیر مادی جدا می کند و رویکرد انسان محور به خود می گیرد. اول سکانس آب کردن صلیب و دوم سکانس توکل بر خدایان برای پرتاب سفینه نجات که منجر به انفجار آن می شود.

The Martian 2015 [Blu-Ray 1080p] [Ariamovie][17-32-35]

در ایده اولیه فیلم نیاز به دو تلاش در قهرمان داستان احساس می شود.۱: تلاشی برای زنده ماندن ۲: تلاشی برای رهایی از مریخ ؛ از طرفی دیگر دوستانش نیز برای نجات او لازم به اجرای دو مسیر هستند.۱: یافتن راهی مناسب برای نجات فضانورد ۲: استفاده از قدرت علمی و امکانات فنی برتر

در مرحله اول و در سکانسی مارک واتنی مجبور می شود که صلیب دوست خود را آب کند تا از آتش زدنش اکسیژن تولید کرده و گیاهان خود را پرورش دهد. آب کردن صلیب به عنوان یک نماد، باور ، اعتقاد و دین این فیلم را شبیه به دیگر فیلمها می کند که انسان برای زنده ماندن و جاودانه شدن نیاز دارد که از باورهای خود آزاد شود.

البته این موضوع در یک سکانس خلاصه می شود و کش و قوسی به اصل ماجرا نمی دهد. حال این فضانورد بعد از یافتن راهی برای زنده ماندن تلاش می کند که ارتباط با مرکز ناسا برقرار کند و همینطور بتواند از آنجا خارج شود که در هر دو مورد موفق است.

اکنون ما شاهد فضانوردی هستیم که با اتکا به قدرت امید، تلاش و علم خود به موفقیت های پی در پی دست پیدا می کند، قدرتی که مرتبط با ابعاد معنوی او نیست بلکه ناشی از توان جهان شمولی یک فضانورد ناسای امریکایی است. به طوریکه حتی در اوج نا امیدی که خدا را صدا می زند یک فرآیند مثبت در پیش روی مخاطب قرار نمی گیرد و فقط سکانسی آبکی است و حتی اگر بنای فیلم به تلاش و امید برای رهایی از مشکلات و گرفتاری ها باشد سرآخر نیز برای بیننده خراب می شود چراکه کنترل سفینه ای که او را از جو مریخ خارج می کرد نیز در اختیار ناسا قرار می گیرد و حتی ابتکار نوع پرتابش و مارک از خود هیچ اراده ای ندارد.

در طرف دیگر ماجرا دوستانش به دنبال ابتکار عملی برای این فضانورد هستند و از تمام مدیران مجموعه ناسا گرفته تا مردم و شخص رئیس جمهور به دائم پیگیر نجات این انسان هستند. ابتکار عملی که با پرتاب سفینه نجات با توکل بر خدایان صورت می گیرد به بن بست می رسد و حتی کمکی که چینی ها برای کمک به ناسا در نظر می گیرند نیز بی فایده نشان داده می شود و تنها راه نجات این فضانورد را دانشمند جوان امریکایی در ناسا کشف می کند که با اتکا با قدرت فنی این سازمان انجام می شود که همان سفینه دوستانش است که مریخ را ترک کرده بودند و اکنون با یک تصمیم تیمی به مریخ بر می گردند.

سراخر نیز در سکانسی احساسی و تاثیرگذار می تواند به سفینه ی اصلی برسد درحالی که در یک لانگ شات بسیار عمیق و جذاب میان زمین آسمان مانده و تنها امیدش گرفتن طناب اتصال به سفینه است که دکوپاز این سکانس بسیار جذاب و سینمایی است که در نهایت تبدیل به یک فرد مریخی می شود. انتخاب لقبی که برای یک دانشمند آموزش دیده در یک سازمان امریکایی در نظر گرفته می شود به معنی فرازمینی بودن این انسان تحت آموزش چنین سازمانی است.

فیلم سینمایی مریخی اثری بسیار سرگرم کننده است و می توانست مفاهیم خوب و زیبایی از تلاش و امید با لایه های حتی اخلاقی بزرگ را در خود داشته باشد اما به شرطی که کارکترهای اضافه و جنبه های اغراق آمیز تبلیغاتی فیلم را از ناسا، جامعه جهانی و مدیران مجموعه کم می کرد. اما پرداخت بیش از اندازه به کارکترهای ناسایی در فیلم و شخصیت های بدون منظور باعث شد که توجه کارگردان از نکات خوب در فیلمش کم شده و بیشتر به تجارت خود تمرکز کند تا علاوه بر نصفه ماندن نکات خوبش در فیلم ، تکمیل نشدن آن نکته ها نیز به طور کامل شیرازه فیلم را تحت شعاع قرار دهد و لایه های نامتوازنی از روایت قصه را در فیلم مریخی تشکیل دهد که شاید هم به قصد و اراده کارگردان نباشد.

با نگاهی گذرا به لایه بندی های تشکیل شده در روند فیلم می بینیم که مارک واتنی با تکیه بر علم و تلاش خود به عنوان فضانورد ناسا به مرحله خروج از مریخ می رسد اما خروجش متکی بر علم و قدرت ناسا است و در تمام این مدت هم ناسا به تنهایی و با تکیه بر یک دانش و اتحاد امریکایی علاوه بر نجات انسانها می توانند سرزمین های آنان را نیز وسعت بخشند.

مریخی آنقدر خودشیرانه عمل می کند که اگر از دید تلاش برای زندگی و یا حتی توکل به ابعاد معنوی ماجرا و حتی اتکا به قدرت انسان محوری به فیلم و گره های موجود در آن بنگریم ، سرآخر همه این عنصرها مفهومی نصفه به مخاطب نمایش می دهد که کاملترین قسمت ماجرا توان گروهی و هم دلی و حس انسان دوستانه مجموعه امریکایی و حتی مردم است که به طور زنده در خیابان ها عملیات نجات را نظاره می کنند و تنها با این محوریت گره ی ماجرای فیلم باز می شود.

اغراق گویی های کارگردان در نمایش یک اتحاد میلیونی جامعه و مجموعه ی امریکایی چیزی نیست که در واقعیت شاهد آن باشیم. در این فیلم فقط نمایش قدرت استعماری امریکا جلوه می کند که وسعت استعماری زمین و علمش تا کره مریخ نیز فراتر رفته است و به عنوان قدرت برتر جهان نمایش داده می شود.

اشاره به قدرت استعماری امریکا بر کل جهان هستی تمام دغدغه ی فیلم را شکل می دهد که در سکانس های پایانی نجات این فضانورد تمام دنیا در همه قاره ها به تماشای آن نشسته اند و مجری تلویزیونی نیز آن را افتخاری برای دنیا عنوان می کند و حتی تماشای همه ی مردم در خیابان ها به معنای همراهی و نگاه کل جهان به این سازمان امریکایی تلقی می شود.

فیلم نشان می دهد بر خلاف دیگر همتایان خود در ژانر فضانوردی که کمتر به ناسا اشاره کرده اند ، اکنون مریخی به همراه فضانورد ناسا به مکان هایی پا می گذارد که میلیاردها سال هیچ انسانی به آنجا نرفته است. و در تمام فیلم این مجموعه مدام خود را برتر در علم، برتر در قدرت، برتر در اتحاد تیمی معرفی می کند و حتی با شخصیت پردازی ابتدایی ضعیف کارگردان می توان همه ی این برتری را ذاتی و فراتر از هر جامعه ای قلم داد کرد که باز هم به وسط کشیدن یک برتری غیر مادی و جهانی در برابر تمام محاسبات معنوی آفرینش عالم هستی است.

فیلم مریخی پیش از اینکه بخواهد حامی مفهومی باشد بیشتر تمام تمرکز خود را روی تبلیغ مجموعه های امریکایی و تبلیغ سازمان فضایی ناسا قرار می دهد ، که پیش از این در نمونه هایی مثل پلیس آهنی اینگونه جنبه های تبلیغاتی و تجاری در سینمای هالیوود دیده شده بود. در واقع انگیزه های تبلیغاتی کارگردان باعث شد که مفاهیم فیلم سوخته شود و از یک امریکای تبلیغاتی فیلم مریخی بیرون آید.

ریدلی اسکات کارگردان شاخص فیلمی چون گلادیاتور که اکنون به چنین کاری دست زده است شاید برای او کمی دیر بود اما فارغ از همه ی اینها بازی حسی و زیبای مت دیمون در نقش مارک واتنی به طور تنها در کره مریخ و از لحاظ تماشای ۱۴۰ دقیقه فیلمی جذاب تکنیکی و سرگرم کننده ، می توان از آن به عنوان فیلم خوب و مناسب نام برد.

منتقد: محمد جواد فلاح

ارسال نظر

ارسال دیدگاهی در این باره